پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - نگرش ژورناليستي و مديريت اصلاحات
نگرش ژورناليستي و مديريت اصلاحات
مطبوعات ركن چهارم دموكراسي است و در ضرورت و اهميت آن، نتوان ترديد و پرسش روا داشت. اما آيا مديريت دموكراسي و اصلاحات را، روزنامهنگاران ميتوانند؟ تجربههاي مشروطيت، وقايع پس از شهريور ٢٠ و نيز رويدادهاي اخير، در پيش روي ماست. در حوادث گذشته، هرگاه مديريت تغييرات و اصلاحات، در اختيار نگرشهاي ژورناليستي قرار گرفت، كشتي تحولات چنان بر صخرهها كوفته شد كه خبري باز نيامد.
صد البته، نميتوان هر نشريه و روزنامه نگار را با مهر ژورناليست مختوم كرد. چه اين كه برخي از ايشان، در عين آشنايي با قواعد علمي وحرفهيي روزنامه نگاري، از نگرش علمي دور نگشتهاند. همچنين بايد پذيرفت كه بسياري از ايشان، با انگيزههاي نيك به ميدان آمدهاند و چه بسا آلام و ناكامي هايي را به جان خريدهاند؛ اما با تمامي اين احوال، اين نوشته از منظري كاركردگرانه و نه ارزش مدارانه با اين موضوع روبهرو است كه آيا نگرش ژورناليستي ميتواند در اركان مديريتي اصلاحات راه يابد؟
١. نگرش ژورناليستي، برعاطفه و هيجان استوار است. نويسنده، با عبارات مبالغهآميز و ابهامات پيچاپيچ، تلاش دارد احساس خواننده را درگير كند و او را چونان پر كاهي با امواج كلمات پيش برد. روزنامه نگار حرفهيي به تخليهي هيجانها، ارضاي خواستهاي فرو خفته، واژسازي براي فريادهاي خاموش و ... همت ميگمارد. او با خرد تنزل يافته در سطح احساس با خوانندهي خويش روبهرو ميشود و كليد جان او را ميربايد.
در برخوردهاي احساسي، برش از حقيقت در اختيار قرار ميگيرد و قطعههاي ديگر، به عمد يا به غفلت، ناديده نگاشته ميشود. همان بخش نيز با بزرگ نمايي و اغراق نمايانده ميشود؛ و اين همه، به اسارت حقيقت در تورهاي تقطيع و اغراق، ميانجامد.
در منازعهي ژورناليستهاي مشروطهخواه با شيخ فضل اللّه نوري، چنان راهبردي را به وضوح ميتوان ديد. آنان، در شور و هيجان مشروطه خواهي، چنان پيش تاختند كه قيود مشروطهنگري شيخ را ضد مشروطيت خواندند و او را مخالف مجلس و پارلمان و... معرفي كردند. نوري، خود نيز از اين اتهام در شگفت است و اظهار ميكند:
«ايها الناس من به هيچ وجه منكر مجلس شوراي ملي نيستم. بلكه من مدخليت خود را در تأسيس اين اساس بيش از همه كس ميدانم؛ زيرا كه علماي بزرگ كه در مجاور عتبات عاليات و ساير ممالك هستند، هيچ يك همراه نبودند و همه را به اقامهي دلايل و براهين، من همراه كردم. از خود آقايان عظام ميتوانيد اين مطلب را جويا شويد.»
نگرش ژورناليستي حاكم بر مديريت مشروطيت، مانع از آن بود كه نگرش نوري به مشروطيت را، قرائتي از مشروطه بخواند و تحمل كند. آنان، با گستاخي و جسارت، او را به مخالفت تام با مشروطه و ركن ركين آن «مجلس» متهم ساختند و با عبارات كوبنده و سهمگين، او را مخالف مشروطه معرفي كردند و گام به گام مستبدان را به وي نزديكتر ساختند.
٢. نگاه ژورناليستي، كليشهشكن و نوآور است. حقانيت، در پرتو جاذبيت رنگ ميبازد و جاذبهها، آن گاه رخ مينمايد كه سخن امروزين با گفتهي ديروزين در سوژه قالب، محتوا و... تفاوتهاي آشكار داشته باشد.
عدول مكرر، از خط قرمزهاي عقيدتي، سياسي و عرفي رهآورد اين رويكرد است. فاصلهگيري هايي كه در مواردي نه درست است و نه به مصلحت، اما جواذب ژورناليسم آن را بر ميتابد و الزام ميدارد.
به عبارتي، ژورناليسم بر ذائقهي مخاطب استوار است و نگاه حرفهيي ايجاب ميكند كه، براي حفظ و جذب مذاق خوانندگان، از طعام كهنه كاست و بر مائدههاي نو افزود. «مخاطب محوري» در ژورناليسم، گوينده و نويسنده را وسوسه ميكند كه به آن سوي كه تاكنون «ميوهي ممنوعه» بوده است، روي آورد. بدان امدي كه پسران و دختران آدم وحوا نيز چون ايشان در وسوسهي آن غلتند كه آن خورند كه تاكنون نخوردهاند.
در مشروطيت، در مكتوبات شيخ نوري نكاتي را بر ميخوانيم كه نشان ميدهد چگونه ژورناليستهاي مشروطه خواه، مديريت اجتماعي مشروطيت را بر عهده گرفتند ـ اشتهاآلود و هوسناك بر مركب عبور از خط قرمزهاي عقيدتي ـ سياسي تاختند:
«روزنامهها و شب نامهها پيدا شده اكثر مشتمل بر سب علماي اعلام و طعن در احكام اسلام و اين كه بايد در دين و شريعت تصرفات كرد و فروعي از آن را تغيير داده، تبديل به احسن و انسب نمود و آن قوانين كه به مقتضاي يك هزار و سيصد سال پيش قرار داده شده است، بايد همه را با اوضاع و احوال مقتضاي امروز مطابق ساخت؛ از قبيل اباحهي مسكرات و... در روزنامه صور اسرافيل دين پيامبر را بازيچه قرار داده و در روزنامهي كوكب دري آبا و اجداد خود را در اعمال سابقه ابله و احمق ياد كرده... در شب نامه امام زمان را موهوم نوشته...، در روزنامهي «نداي وطن» فاحشه خانه و شراب فروشي را براي مخارج تنظيمات بلديه و تعمير خانهها لازم شمرده و...»
٣. نگرش ژورناليستي، بر هويت افشاگري استوار است. كام ژورناليسم را با گشايش قفل اسرار مگو برداشتهاند! حتي روزنامه نگاران نوآموز نيز قصد دارند از پشت پردهها سر درآورند و آن سوي سكه را بر نمايانند!
اين شيوه و سبك كه مضمون را پردهگشا و قالب را دريده و جسور ميطلبد، احتياط كلامي و وسواس علمي را، دور ميافكند و در گويش، مرز و ادب نميشناسد
ادبيات ژورناليستي از صدر مشروطه تاكنون، با اين پديده همراه است اين كه اين عارضه از لوازم ژورناليسم به شمار ميآيد يا از عوارض تفكيكپذير، سختي ديگر است. مهم آن است كه تاگاه هم گرايي، نگرش ژورناليستي با ادبيات افشاگري و پردهدري آميخته است. حال، اگر مديريت اصلاحات و تغييرات اجتماعي در كمند اين، گروه افتد، خواه ناخواه تغييرات را به سوي افشاگريهاي پياپي پيش خواهند راند و جامته را در التهابي مداوم نگاه خواهند داشت.
٤. نگرش ژورناليستي با نيم سوادي قرين است. آنان، همه چيدان و هيچ دانند! اين گروه ـ كه در هر مورد دستي بر آتش دارند ـ به تدريج گمان ميبرند حق اظهار نظر در عالم و آدم دارند و رأي شان، اگر نه در تطابق كه در چند گامي حقيقت است...
اين علامههاي بي سواد، پس از مدتي، وزرو وبال فرهنگ و انديشه كشورند. به اقتصاداني، فرهنگشناسي، جامعه فهمي و دهها عنوان ديگر مشهور گشتهاند؛ اما چون هماره در سطح زيسته و از غوطه در اعماق، محروم بودهاند، جاي عالمان واقعي را تنگ ميكنند و با اظهار نظرهاي سطحي، رهزن رأيهاي صائب ميشوندو...
از صدها قلم زن مشروطيت، چند تني از ژورناليسم فاصله گرفتند و به اعماق روي آوردند؛ بزرگاني چونان دهخدا، بهار و... اما ديگران در همان سطح غوغا و جنجال ماندند و جز هياهو و ادعا چيزي از ايشان به يادگار نماند.